تبلیغات
کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی - آموزش و پرورش و نقش آن در توسعه
 
کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی
دانشگاه آزاداسلامی واحد میبد _ دانشجویان ورودی 92
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پیشنهاد اساتید محترم رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد در مقطع کارشناسی ارشد ورودی 92 راه اندازی گردیده و مطالب درسی و نکات مقید برای دانشجویان این رشته در آن درج خواهد شد.
مسلما راهنمایی و نظرات اساتید محترم و همکلاسی های عزیز موجب ارتقاء آن خواهد شد

مدیر وبلاگ : محمد علی قاسم زاده بافقی
نظرسنجی
نظر شما درمورد کیفیت کلاسهاو بار علمی این ترم چیست ؟ (درصورتی که بطور مستمر و فعال حضور نداشته اند این مهم را لحاظ نمایید ) لطفا از هرسوال فقط یک گزینه ی آن را پاسخ دهید













آموزش و پرورش و نقش آن در توسعه
یکی از تنگناهای کشورهای در حال توسعه، نیروی کار مطلوب است. از طرف دیگر عاملی که در ایجاد، انتقال و حفظ و تکامل تکنولوژی نقش اساسی را ایفا می کند، باز هم انسانیا همان نیروی کار است. به همین جهت کشورهای در حال توسعه، مدتهاست به این نتیجه رسیده اند که تا زمانیکه نتوانند تحول و تغییری در نیروی کارشان ایجاد کنند نمی توانند در زمینه ی توسعه اقتصادی گامی بردارند. از اواخر دهه ی 1950، گسترش آموزش و پرورش به عنوان بخشی از برنامه توسعه اقتصادی اثر ممالک جهان سوم درآمده است. رشد سریع هزینه های آموزشی در چند دهه ی بعد، موید این نظر است. در دهه ی 1960 رشد هزینه های آموزش عمومی نسبت به دهه ی قبل از آن در آسیا سه برابر و در آفریقا و آمریکای لاتین بیش از دوبرابر بوده است.
با آن که در مباحث اقتصاد کلان یا به طور مشخص تر در حسابداری ملی، در تقسیم بندی مخارج به مصرفی و سرمایه ای، ارقام مربوط به هزینه های صرف شده روی آموزش به عنوان هزینه های مصرفی تلقی می شود. اما قطعا بخشی از این هزینه ها موجب افزایش کارایی نیروی کار و بنابراین افزایش در تولید می شود. به همین دلیل در کنار سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی نیز در افزایش تولید سهیم است.
اهداف گسترش آموزش و پرورش در کشورهای در حال توسعه:
1-     افزایش و تسزیع رشد اقتصادی، از طریق افزایش کارایی نیروی کار
2-     شکستن قید و بندهای خرافی در جامعه و یکنواخت کردن فرهنگ جامعه، و از این طریق ایجاد زمینه ی مناسب برای اجرای سیاستهای توسعه
3-     قطع وابستگی به نیروی کار متخصص خارجی و ایجاد زمینه ی مناسب برای کسب و انتقال تکنولوژی، حداقل در بلند مدت
4-     کاهش فقر و نابرابری ها، از طریق ایجاد و گسترش فرصت اشتغال برای قشرهای ضعیف جامعه.
یک سوال: آیا کشورهای در حال توسعه با گسترش آموزش و پرورش به این اهداف رسیده اند یا نه؟
می توان گفت که اولا تا حدود زیادی رشد اقتصادی آنها را تسریع کرده است. این موضوع از طرق زیر حاصل شده است:
الف: از طریق افزایش سطح مهارت نیروی کار
ب: از طریق افزایش انتقال در مشاغلی از قبیل معلمی، و مشاغلی که به نحوی با گسترش آموزش مرتبط هستند نظیر فعالیت های صنعت چاپ و لوازم التحریر.
ثانیا در تغییرات فرهنگی بی تاثیر نبوده است نمودهایی از این پدیده را می توان در مهاجرتهای داخلی و بین المللی، کاهش نرخ باروری جمعیت و نظایر آن مشاهده کرد.
مهاجرن از دید اقتصاددانان یک عامل منفی است ولی از دید جامعه شناسان نمودی از رشد اجتماعی افراد تلقی می شود.
سرانجام در مورد قطع وابستگی ها و انتقال تکنولوژی به خصوص در کشورهایی از جهان سوم که سیستم آموزشی آنها با مشکلات کمتری روبرو بوده است، نیز موفقیت هایی حاصل شده است.
اما در حل مساله فقر و نابرابر کامیاب نبوده اند به دلایل زیر:
الف: چون هزینه ی فرصت از دست رفته ی بچه های خانواده های فقیر(به دلیل تمایل به فعالیت های اقتصادی) بیش از بچه های طبقات متوسط و بالاست و آنها نمی توانند از آموزش بهره ی کافی ببرند.
ب: آن دسته از فرزندان خانواده های فقیری که از آموزش بهره مند می شوند، در پیدا کردن شغل شانس یکسانی با دیگران ندارند. حتی در مواقعی هم که به شغل مناسبی دسترسی پیدا می کنند به علت مشکلات فرهنگی- اجتماعی در حفظ و پیشرفت در آن شغل کمتر موفق هستند.
البته می توان گفت که این مشکل نه به دلیل مشکل نظام آموزشی بلکه در نتیجه ی ساختار نهادی-اجتماعی جامعه است که نظام آموزشی در محدوده ی آن عمل می کند.
از مشکلات اصلی نظام آموزشی بسیاری از کشورهای در حال توسعه می توان موارد زیر را نام برد:
1-     مدیریت ضعیف در تمامی سطوح تحصیلی
2-     انگیزه ضعیف و بعضا تحزیف شده ی فراگیران آموزشی
3-     محتوی نامناسب آموزشی
مقایسه بین هزینه ها و منافع آموزش در سطوح مختلف تحصیلی:
هزینه ی دوره های دبیرستانی و دانشگاهی نسبت به دوره ابتدایی در کشورهای در حال توسعه، با شدتی بیش از کشورهای توسعه یافته، افزایش می یابد. نسبت هزینه ی سرانه ی آموزش دبیرستانی در پاره ای از کشورهای در حال توسعه بیش از ده برابر دوره ی ابتدایی است که این نسبت در دوره ی دانشگاهی باز هم افزونتر می شود.
یکی از اهداف رسمی آموزش و پرورش آمادگی برای زندگی آینده از راه یادگیری موثر و مفید است. در عصر جدید شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد تغییر کرده و فرزندان توانسته اند شرایط بهتری را برای خود به وجود آورند. در نتیجه رابطه ای تازه میان تحصیل در مدرسه و کار تولیدی و موفقیت اجتماعی و اقتصادی به ظهور رسید.
علوم و فنون پیوسته روبه پیشرفت بوده و جوانان به کسب معرفت و فنون بیشتری نیازمند شدند. توجه به علوم و فنون، ضرورت توسعه مدارس فنی و حرفه ای و کارودانش را بیشتر می کند. در چنین شرایطی آموزش و پرورش نیز باید مسئولیت اقتصادی و اجتماعی بیشتری را به عهده بگیرد. کارشناسان توسعه، اولویت و سرمایه گذاری در آموزش و پرورش را روشی مطمئن در رفع بحران های اقتصادی و اجتماعی می دانند.
آدام اسمیت در کتاب ثروت و ملل بدست آوردن مهارت ها در دوره ی تحصیل یا کارآموزی را مستلزم هزینه هایی می داند که سرمایه ثابت نامیده می شود.
این مهارت ها نه فقط قسمتی از ثروت و دارایی فرد به حساب می آید بلکه ثروت جامعه ای که فرد در آن قرار گرفته است را تشکیل می دهد.
انسان عامل توسعه می باشد و باید در ایجاد و خلق توسعه شرکت کند و با تسلط بر توسعه، آن را در خدمت زندگی بهتر خود درآورد. در توسعه اقتصادی، آموزش نیروی انسانی کارآمد و خلاق مورد توجه می باشد.
 
بین رشد اقتصادی و توسعه آموزش و پرورش رابطه ی مستقیمی وجود دارد. سطح آموزش و پرورش در کشورهای غنی و به اصطلاح پیشرفته بالاست و در کشورهای فقیر پایین.
در مطالعات سال1961 که بین 22 کشور انجام شد نشان داده شد که بین رشد اقتصادی و توسعه ی آموزش و پرورش به خصوص در سطح دبیرستانی و دانشگاهی، هم بستگی و رابطه ی مستقیمی وجود دارد و فقر اقتصادی و فقر آموزش و پرورش به یکدیگر وابسته اند.
آلفرد مارشال به سرما یه گذاری در آموزش تاکید کرده و گفته با ارزش ترین نوع سرمایه گذاری، سرمایه گذاری در انسانهاست.
شولتز یکی از دانشمندان بنام اقتصاد آوزش و پرورش بدین نتیجه رسید که آموزش و پرورش از نظر بهره اقتصادی هم زود بهره است و هم دیر بهره. هم کالای مصرفی است و هم سرمایه.
لذت و تمتعی که ضمن تحصیل به دست می آوریم چون در نقش خود ارضاکننده است زود بهره می باشد و از نظر اقتصادی به منزله ی کالای مصرفی محسوب می شود. ولی دانش و معرفتی که بر اثر تحصیل بدست می آوریم از میان نمی رود و ذخیره می شود و موقعی که به کار اشتغال یافتیم نتیجه می دهد بدین جهت دیر بهره است و سرمایه گذاری به شمار می رود.
کلام آخر:
بعضی از دانشمندان تربیتی از تکیه بازده اقتصادی آموزش و پرورش نگران هستند که مبادا هدف های اجتماعی و انسانی آموزش و پرورش تحت الشعاع مقاصد اقتصادی قرار گیرد. مسلما هدف آموزش و پرورش بسیار برتر و گسترده تر از بازده اقتصادی است.
آموزش و پرورش و اقتصاد بهم وابسته اند هرقدر درآمد ملی بیشتر و بنیه ی اقتصادی غنی تر شود، فرصت تخصیص منابع و اعتبارات بیشتری برای آموزش و پرورش فراهم می گردد و به امکانات نعمیم و گسترش آموزش و پرورش افزوده می شود.
متقابلا توسعه اقتصادی به توسعه ی نیروی انسانی، افزایش بهره وری نیروی کار، و قدرت ابداع علمی و فنی بستگی دارد که همگی فرآورده ی سطوح مختلف آموزش و پرورش هستند.
بالا رفتن سطح آموزش و پرورش کشور موجب می شود که اندوخته ی علمی و فنی و سرمایه دانش و منابع انسانی غنی تر شود. افزایش ذخیره ی دانش و فن و منابع انسانی و بهره وری افراد به نوبه ی خود در آهنگ رشد اقتصادی منعکس می گردد و آن را سریعتر می کند.
پایان
ارائه دهنده فاطمه زارعی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:29 ق.ظ
I have been browsing online more than 2 hours today, yet I never found any interesting
article like yours. It is pretty worth enough for me. Personally,
if all site owners and bloggers made good content as you did, the web will
be much more useful than ever before.
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:53 ق.ظ
It is appropriate time to make some plans for the future and it's time
to be happy. I have read this post and if I could I want to suggest
you some interesting things or suggestions. Maybe you could write next
articles referring to this article. I want to read even more things about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :